صدای جدید از کوچه‌باغ‌های سینمای لوس‌آنجلس

گرگ آرکی، نویسنده و کارگردان فیلم «من سکست رو می‌خوام»، گزارش‌های اخیر دربارهٔ کاهش تمایلات جنسی در نسل‌زد را جدی گرفته و پاسخ‌های صریحی برای آن دارد. آرکی در جریان شب افتتاحیهٔ جشنوارهٔ OutfestNEXT که در تالار رنبرگِ مرکزِ ال‌جی‌بی‌تیِ لس‌آنجلس برگزار شد، بدون حاشیه به رسانه‌ها گفت که سکس بخشِ جدایی‌ناپذیرِ سفر او به‌عنوان یک هنرمند و نویسنده است. او تأکید کرد که تمام آثارش از این موضوع الهام گرفته‌اند و تصورِ زندگی بدون این بُعد را برای خود غیرممکن می‌داند.

بازگشت پس از یک دهه و درخشش در اوت‌فست

آرکی پس از یک دورهٔ طولانی‌مدت فعالیت در صنعتِ تلویزیون، بالاخره با کمدیِ «من سکست رو می‌خوام» به دنیای فیلم‌سازی بازگشته است. این اثر که با بازیِ اولیویا وایلد و کوپر هافمن و نویسندگیِ مشترک با کارلی سیورتینو ساخته شده، روایتی جسورانه از شخصیتِ اریکا تریسی است؛ زنی که وارد یک رابطهٔ پیچیدهٔ عاشقانه با دستیارِ جوانش می‌شود. داستان به بیداریِ جنسیِ شخصیتِ اصلی می‌پردازد که عواقبی نزدیک به مرگ در پی دارد. حضور بازیگرانِ مطرحی چون چارلی اکس‌سی‌ایکس، میسون گودینگ و دیوید دیگز نیز به جذابیتِ پروژه افزوده است.

بازیگران و تیم سازنده در مراسم اکران فیلم

انتخابِ این فیلم برای اکرانِ افتتاحیهٔ جشنواره‌ای که پس از دو سالِ فاصله به‌دلیل چالش‌های مالی راهِ خود را دوباره پیدا کرده، پیامی واضح دارد. گرگ آرکی که در سالِ ۲۰۰۵ نشانِ افتخارِ جشنوارهٔ اوت‌فست را دریافت کرده است، بارِ دیگر احساسِ تعلقِ عمیقی به این رویداد دارد. او لوس‌آنجلس و جامعهٔ کوئیر را خانهٔ معنویِ خود می‌داند و استقبال از احیای این جشنواره را یک پیروزیِ شخصی و هنری توصیف می‌کند.

نسل‌زد و سکوتِ اجباری در عصرِ دوربین‌های همیشه‌روشن

شخصیتِ اولیویا وایلد در فیلم عملاً صدایِ خودِ کارگردان است. آرکی در شصت‌سالگی نگاهی به سال‌های پیشِ رو دارد و معتقد است که تجربهٔ اشتباهات، شکست‌های عاطفی و ریسک‌های نامحسوس، همان فرآیندِ بلوغ است. او تأکید می‌کند که زندگیٔ واقعی با همهٔ تلخی‌هایش، تنها راهِ شناختِ خود است.

در سویِ دیگرِ قصه، شخصیتِ ۲۳سالهٔ کوپر هافمن نمادِ نسل‌زد است. آرکی معتقد است این نسل با فشارهایِ عصرِ دیجیتال دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ عادتی که تعاملاتِ چهره‌به‌چهره را برای جوانان خسته‌کننده و ناخوشایند کرده است. نکتهٔ مهم‌تر این است که جوانانِ امروزی حس می‌کنند همه‌جا زیرِ ذره‌بینِ دوربین‌ها هستند. آرکی می‌گوید اگر در نوجوانی می‌دانست کسی از ورودش به یک بارِ شبانه فیلم می‌گیرد، هرگز این کار را نمی‌کرد. او نتیجه می‌گیرد که بسیاری از این تجربیات باید در فضایی کاملاً خصوصی اتفاق بیفتند، نه در پلتفرم‌های اجتماعی.

تجربهٔ اولِ استفاده از هماهنگ‌کنندهٔ صحنه‌های صمیمیت

«من سکست رو می‌خوام» پروژه‌ای است که برای اولین‌بار در کارنامهٔ گرگ آرکی حضورِ یک هماهنگ‌کنندهٔ صحنه‌های صمیمیت (Intimacy Coordinator) را به‌همراه داشته است. این روش که در سال‌های اخیر برای تأییدِ سلامت و تعیینِ مرزهایِ حرفه‌ایِ بازیگران رایج شده، در این فیلم با رویکردی متفاوت مدیریت شده است.

صحنه‌ای از فیلم من سکست رو می‌خوام با بازی کوپر هافمن

آرکی توضیح می‌دهد که تصمیمِ نهایی را به خودِ بازیگران واگذار کرده است. او اشاره می‌کند که حضورِ هماهنگ‌کننده گاهی می‌تواند فضا را غیرطبیعی کند و تجربه‌های منفی در این زمینه شنیده شده است. از آنجا که خودِ او سال‌هاست در کارگردانیِ صحنه‌های جنسی تجربهٔ کافی دارد، حضورِ مستقیمِ او برای ایجادِ حسِ امنیت در بازیگران کفایت کرده است. کارگردان تأکید می‌کند که آسیب‌پذیریِ ذاتیِ بازیگران، وظیفهٔ ساختِ یک محیطِ ایمن و حرفه‌ای را دوچندان می‌کند.

تجربهٔ بازیگران در این پروژه بسیار متفاوت بود. اولیویا وایلد با سابقهٔ طولانی در عرصهٔ درام و فیلم‌های هنری واردِ کار شد، اما کوپر هافمن برای اولین‌بار با چنین چالش‌هایی روبه‌رو بود. هافمن اعتراف کرده که از این صحنه‌ها می‌ترسیده و همین شجاعت در مواجهه با ناشناخته‌هاست که او را به یک ستارهٔ سینما تبدیل کرده است.

از جنگِ مناقصهٔ ساندنس تا راه‌اندازیِ مجددِ جشنوارهٔ اوت‌فست

فیلمِ «من سکست رو می‌خوام» امسال یکی از برجسته‌ترین تجربیاتِ جشنوارهٔ ساندنس را پشتِ سر گذاشت. مناقشه میانِ چندین شرکتِ توزیع‌کننده برای کسبِ حقوقِ پخشِ این اثر، منجر به پیروزیِ Magnolia Pictures در بازارِ داخلی شد. این مسیرِ موفقیتِ حرفه‌ای، گواهیِ دیگری بر بازگشتِ قدرتمندِ آرکی به سینمای مستقل است؛ سینمایی که با تمرکز بر داستان‌های جسورانه و هویت‌محور همواره مخاطبانِ خاصِ خود را داشته است.

با همهٔ این تفاسیر، بازگشتِ گرگ آرکی تنها یک اکرانِ سینمایی نیست؛ این یک یادآوریِ هنری است دربارهٔ جسارتِ تجربه‌گرایی، پذیرشِ نقدهای انسانی و تأکید بر اینکه زندگی، با تمامِ پیچیدگی‌هایِ عاطفی و جنسی‌اش، همچنان ارزشِ زیستن و روایت‌شدن را دارد. آیندهٔ سینمای مستقل با همین صداها و همین رویکردها به مسیرِ پیشرفتِ خود ادامه خواهد داد.