گروه گانز ان روزز (Guns N' Roses) در روزهای آغازین تابستان 1987 تکآهنگی را منتشر کرد که بعدها به یکی از نمادینترین قطعات تاریخ موسیقی راک تبدیل شد. اکنون، پس از دههها، این گروه تور فعلی خود را در آمریکای شمالی آغاز میکند و اگر روند سال گذشته ادامه یابد، افتتاحیهی فهرست اجراهای آنها بار دیگر به آهنگ «به جنگل خوش آمدید» (Welcome to the Jungle) اختصاص مییابد. این قطعه که پنجمین تکآهنگ موفق گروه در جدولهای فروش است، این روزها در تمام جوانب فرهنگ عامه نفوذ کرده است.
هیچ رویداد ورزشی بدون شنیدن ریف مقطّع و نمادین گیتار اسلش و به دنبال آن زوزهی رعبآور اکسل رز کامل نمیشود. این آهنگ در فیلمها، تبلیغات و برنامههای تلویزیونی بیشماری استفاده شده و همچنان به عنوان یکی از شناختهشدهترین آهنگهای افتتاحیه در تاریخ راک درخشش میکند. اما مسیر رسیدن به این موفقیت، آنطور که اکنون تصور میشود، هموار و سریع نبود.
روزهای نخستین و خلق یک شاهکار
زمانی که گانز ان روزز در واپسین روزهای تابستان 1987 این قطعه را به عنوان تکآهنگ اصلی ایالات متحده از نخستین آلبوم خود با نام «اشتهای ویرانی» (Appetite for Destruction) روانهی بازار کرد، هیچکس تصور نمیکرد که این آهنگ قرار است چه مسیر طولانی و دشواری را طی کند. شبکهی امتیوی (MTV) در ابتدا علاقهای به پخش آن نشان نداد و رادیوها نیز با بیمیلی با آن برخورد میکردند. این قطعه نیاز به تلاشهای پشتپرده، اصرار ناشر و یک اتفاق کاملاً پیشبینینشده در ساعات اولیهی صبح داشت تا بالاخره توجه مدیران و مخاطبان را جلب کند. وقتی این اتفاق افتاد، قواعد بازی تغییر کرد.
آهنگی که در سه ساعت متولد شد
اسلش، گیتاریست گروه، در خاطرات همنام خود در سال 2007 فاش میکند که «به جنگل خوش آمدید» نخستین آهنگی بود که کل اعضای گروه به صورت مشترک روی آن کار کردند. ریف اصلی مدتها قبل در ذهن اسلش شکل گرفته بود و آن را برای اکسل رز، در زمانی که با هم زندگی میکردند، نواخته بود. یک روز در طول تمرینات، خواننده این ملودی را پیش کشید.
اسلش مینویسد: «شروع به نواختن کردم و بلافاصله استیو آدلر (درامر) یک ریتم به ذهنش رسید، داف مککاگان هم با یک خط بیس وارد شد و کار شروع شد. من بخشهای مختلف را برای بسط دادن آن مینواختم: بخش ترجیعبند، سولو، و در همین حال اکسل شعرها را مینوشت.»
اسلش نقش داف مککاگان را در چسباندن بخشهای مختلف آهنگ به هم حیاتی میداند. به گفتهی او، این قطعه در عرض سه ساعت تمام شد و تنظیمی که آن روز در استودیو شکل گرفت، تقریباً همان تنظیمی است که آلبوم «اشتهای ویرانی» را آغاز میکند. با این حال، بخش مهمی از هویت آهنگ همچنان گم بود.
اسلش توضیح میدهد: «ما به یک مقدمه نیاز داشتیم و من همان روز با استفاده از تأخیر دیجیتال در بُردِ پدالِ گیتارِ ارزانقیمتِ بُس (Boss) خود آن را ساختم. با وجود بیکیفیتیاش، آن پدال افکت اکویِ تنشآلودی را ایجاد کرد که حال و هوای آهنگ را شکل داد و در نهایت به نقطهی آغازِ نخستین آلبوم ما تبدیل شد.»
تقابل با شبکهی امتیوی و رد شدنهای پیاپی
آلبوم «اشتهای ویرانی» در ژوئیهی 1987 عرضه شد، اما فروش آن در آمریکا به سختی جواب میداد و به زحمت وارد جدول بیلبورد 200 شد. در سپتامبر همان سال، زمان ساخت موزیکویدیو برای معرفی گروه به آمریکاییها فرا رسید و انتخاب «به جنگل خوش آمدید» کاملاً منطقی به نظر میرسید. اما مدیران امتیوی این چشمانداز را به اشتراک نگذاشتند.
پس از ارسال موزیکویدیو در اوایل سپتامبر 1987، شبکهی امتیوی که در آن زمان در اوج قدرت و تعیینکنندگی سلیقههای موسیقی بود، ویدیو را به سرعت برای برنامهی تازهتاساس «هِدبنگرز بال» (Headbangers Ball) کنار گذاشت؛ برنامهای که روزهای شنبه دقیقاً قبل از نیمهشب پخش میشد و به موسیقی هویمتال اختصاص داشت. ویدیوی تاریک و وهمآلود شامل تصاویری از اجرای زندهی گروه در کنار صحنههایی از اکسل رز بود که با پوشیدن پیراهن قفس در دستگاهی شبیه به صندلی الکتریکی میلرزید و مجبور بود تصاویری ناخوشایند را روی چندین مانیتور تماشا کند.
اصرار مدیریت و بازی با آتش
آلن نیون، مدیر آن زمان گانز ان روزز، در کتاب تاریخ شفاهی «من امتیویام را میخوام: داستان بیسانسور انقلاب موزیک ویدیو» به صراحت بیان میکند که امتیوی اصلاً به این ویدیو اهمیت نمیداد. داگ گلدستاین، مدیر تور گروه نیز میافزاید که اکسل رز از عدم پخش آهنگ «جنگل» به شدت ناامید بود. او با جان کانلی، معاون ارشد امتیوی در امور استعدادها و روابط هنرمندان، دوستی خوبی داشت و نمیتوانست بفهمد چرا شبکه از پخش این ویدیو سر باز میزند. اکسل میدانست که برای تبدیل شدن به یکی از بزرگترین گروههای موسیقی جهان، نیازمند این نوع دیده شدن است.
در ادامهی داستان، ناشر و مدیران گروه تصمیم میگیرند استراتژی دیگری را به کار گیرند. آنها متوجه میشوند که امتیوی در ساعات اولیهی صبح، ویدیوهایی را به عنوان پرکنندهی زمان پخش میکند. یکی از اپراتورهای شبکه بهطور تصادفی ویدیوی «به جنگل خوش آمدید» را در ساعت 3 بامداد پخش میکند. واکنش تماشاگران کاملاً غیرمنتظره بود؛ تماسهای تلفنی از سوی طرفداران که میخواستند بدانند این ویدیو چه زمانی دوباره پخش میشود، خطوط شبکه را مختل کرد.
این واکنش بیسابقه، مدیران امتیوی را وادار کرد تا به پتانسیل آهنگ و ویدیو پی ببرند. به زودی، ویدیو به چرخهی پخش معمول شبکه وارد شد و با افزایش پخش در تلویزیون، رادیوها نیز به ناچار تسلیم قدرت و جاذبهی این آهنگ شدند. فریاد «Welcome to the Jungle» از تلویزیونها طنینانداز شد و آلبوم «اشتهای ویرانی» مسیر خود را به سوی صدر جدولهای فروش با سرعتی بیسابقه آغاز کرد.
از یک ریف سادهی گیتار که با یک پدال ارزانقیمت ساخته شده بود تا تبدیل شدن به سرود غیررسمی رویدادهای ورزشی و فیلمهای هالیوودی، مسیر «به جنگل خوش آمدید» نمادی از روح سرکش و ناب طراحینشدهی موسیقی راک است. این قطعه ثابت کرد که گاهی برای تغییر دادن قواعد بازی، تنها نیاز به یک فرصت پخش در 3 بامداد و چند تماس تلفنی از سوی طرفداران پرشور است تا دنیا به خاطر بیاورد که راک اند رول هنوز زنده است.





