اهداف انرژیهای تجدیدپذیر و هستهای چین اغلب به عنوان گزارههایی همارز درباره آینده این کشور مطرح میشوند، اما سابقه عملکرد داستان متفاوتی را روایت میکند. دیوارهای کارخانههای چین شاهد رکوردی بیسابقه در تولید انرژیهای پاک هستند؛ اهداف انرژی بادی و خورشیدی بارها با سالها فاصله پیشی گرفته شدهاند، در حالی که ظرفیت بهرهبرداری از انرژی هستهای، علیرغم تاییدیههای مستمر، ساختوساز و حمایتهای سیاسی، به شکلی قابلتوجه محقق نشدهاند. پیشبینیهای واقعبینانه باید بر اساس آنچه هر سیستم اجرایی عملاً نشان داده است که قادر به بهرهبرداری است، بنا شوند.
بررسی این الگو در چین به دلیل ساختار خاص این کشور دشوار است. چین دارای برنامهریزی متمرکز، توسعهدهندگان بزرگ دولتی، زنجیرههای تامین داخلی عمیق، سرمایه فراوان هدایتشده توسط دولت و سازمانهای مهندسی باتجربه است. توضیحات آشنای مربوط به ضعف اجرای پروژههای هستهای در سایر کشورها (مانند مجوزدهی پراکنده، مخالفتهای سیاسی یا مشکلات تامین مالی) در مورد چین صدق نمیکند. دولت پکن متعهد به توسعه هر سه حوزه بادی، خورشیدی و هستهای است، با این حال پیوسته نتایجی کاملاً متفاوت دریافت میکند.

اعداد خیریبخش انرژیهای پاک
آمار خودشان گویا هستند. چین هدف 210 گیگاواتی برای انرژی بادی در سال 2020 تعیین کرد، اما سال را با حدود 282 گیگاوات به پایان رساند. هدف خورشیدی این کشور 110 گیگاوات بود، در حالی که میزان تحقق به حدود 253 گیگاوات رسید. تعهد بعدی برای رسیدن به حداقل 1200 گیگاوات ظرفیت ترکیبی بادی و خورشیدی تا سال 2030، در سال 2024 و شش سال زودتر محقق شد. تا پایان سال 2025، چین دارای حدود 640 گیگاوات انرژی بادی و 1202 گیگاوات انرژی خورشیدی بود که مجموع آن به 1842 گیگاوات میرسد.
در مقابل، انرژی هستهای مسیر معکوسی را طی کرد. این کشور در سال 2020 حدود 50 گیگاوات ظرفیت هستهای داشت، در حالی که هدفگذاری 58 گیگاوات بود. در سال 2025 نیز ظرفیت 62 گیگاواتی در برابر هدف 70 گیگاواتی قرار گرفت. هدف فعلی 110 گیگاوات تا سال 2030 ممکن است محقق شود، اما سابقه قبلی هیچ توجیهی برای تبدیل مستقیم این هدف به یک پیشبینی قطعی ندارد.

تولید صنعتی در برابر پروژههای گرانقیمت
این مساله به معنای رها کردن انرژی هستهای توسط پکن نیست. چین در حال حاضر دارای بزرگترین برنامه ساخت راکتور در جهان است و به تایید واحدهای جدید و توسعه زنجیره تامین داخلی حول طرحهایی مانند هوالونگ وان ادامه میدهد. ریشه این اختلاف در فاصله میان تایید و بهرهبرداری نهفته است. نکته عجیب این است که وقتی انرژیهای تجدیدپذیر از اهداف پیشی میگیرند، چین اهداف بسیار بزرگتری تعیین میکند، اما وقتی هستهای عقب میماند، اهداف تغییری نمیکنند.
امروزه انرژی بادی و خورشیدی از طریق سیستمهای تولید صنعتی وارد مدار میشوند. کارخانهها قطعات استاندارد و تکرارشونده را تولید میکنند، توسعهدهندگان دهها پروژه را به صورت موازی پیش میبرند و تیمهای نصب به طور مداوم از یک سایت به سایت دیگر منتقل میشوند. در این سیستم، تاخیر یک پست برق یا ضعف یک توسعهدهنده به یک پروژه محدود میشود و برنامه ملی را مختل نمیکند.
اما ظرفیت هستهای از طریق تعداد بسیار محدودی از پروژههای طولانی و متوالی به دست میآید. هر راکتور باید از مراحل کارهای عمرانی، نصب تجهیزات، آزمایشهای دقیق، بارگیری سوخت، اتصال به شبکه و بهرهبرداری تجاری عبور کند. یک مشکل طراحی جزئی، توقف در تاییدیه یا تاخیر در تحویل قطعات حیاتی میتواند بخش قابلتوجهی از کل برنامه را تحت تاثیر قرار دهد و سالها بعد یک شکاف عمیق در گروه بهرهبرداری ایجاد کند.

فاصله تراواتساعتی
افزایشهای سالانه این تفاوت ساختاری را کاملاً آشکار میکنند. بر اساس ضرایب ظرفیت بالغ و خاص چین، ظرفیت بادی اضافه شده در سال 2025 معادل حدود 282 تراوات ساعت تولید سالانه و ظرفیت خورشیدی معادل 414 تراوات ساعت بود. در مقابل، ظرفیت هستهای جدید در همان سال تنها معادل 13 تراوات ساعت برق تولید کرد. به بیان سادهتر، انرژیهای بادی و خورشیدی در یک سال داراییهایی را اضافه کردند که سالانه قادر به تولید حدود 696 تراوات ساعت برق هستند؛ یعنی حدود 54 برابر تولیدی که ظرفیت هستهای جدید در همان بازه زمانی به شبکه تزریق کرد.
یک سال موفق نمیتواند الگوی قطعی یک دهه باشد، اما دادههای چندساله این روند را تثبیت میکنند. در فاصله سالهای 2022 تا 2025، ظرفیت جدید بادی و خورشیدی معادل حدود 1912 تراوات ساعت تولید سالانه را به چین اضافه کرد. در همین بازه زمانی، ظرفیت هستهای جدید تنها توانست حدود 73 تراوات ساعت به این رقم بیافزاید. نسبت میان این دو منبع انرژی در طول چهار سال به رقم خیرهکنندهای رسیده است.
آینده انرژی چین، برخلاف تصور برخی تحلیلگران، در توربینهای بادی و پنلهای خورشیدی خطوط تولید انبوه ساخته میشود، نه در راکتورهای غولپیکر و پروژههای مونومنتال هستهای. تا زمانی که چرخدندههای تولید صنعتی با این سرعت بچرخند، هر هدفگذاری جدید برای انرژیهای تجدیدپذیر، به احتمال زیاد تنها نقطه آغاز شکستن رکوردی جدید خواهد بود.





