تحلیل تازه‌ای از استخوان لگن هومو فلورسینسیس (هابیت فلورس) نشان می‌دهد این موجود کوچک بیش از آن‌که پیش‌تر تصور می‌شد، از نظر ساختاری شبیه انسان‌های دورهٔ پلیستوسن راه می‌رفته؛ هرچند راه‌رفتنش کندتر و برای مسافت‌های کوتاه‌تر مناسب بوده است.

نکات کلیدی

  • لگن نمونهٔ معروف LB1 هندسه‌ای نزدیک‌تر به گونه‌های انسانی پلیستوسن مانند Homo erectus نشان می‌دهد تا به استرالوپیتکین‌ها.
  • معیار کمّیِ پخشدگی ایلیاک و اندازه‌گیری‌های مکمل، جایگاه آناتومیک هابیت فلورس را به سمت گروه‌های انسانی سوق می‌دهد.
  • با وجود شباهت ساختاری، توانایی حرکتی هابیت‌ها محدودتر و کندتر از انسان‌های مدرن بوده است.
  • منشأ هابیت فلورس هنوز قطعی نیست؛ سناریوهایی مثل کوتولگی جزیره‌ای یا جدایی از خطِ کوچک‌جثهٔ دیگرِ هومو هر دو مطرح‌اند.

نمونهٔ LB1 و شباهت به گونه‌های انسانی

پژوهشگران با بررسی دقیق لگن LB1 — زنی بالغ با حدود یک متر قد که بین 100٬000 تا 60٬000 سال پیش در جزیرهٔ فلورس زندگی می‌کرد — دریافتند شکل کلی لگن او از نظر آماری به نمونه‌های انسانی دورهٔ پلیستوسن نزدیک‌تر است تا به استرالوپیتکین‌هایی مانند «لوسی» (Australopithecus afarensis)؛ این نشان می‌دهد هابیت فلورس در طرح کلی لگنی، ساختارِ انسان‌وار داشته است.

روش: اندازه‌گیری پخشدگی ایلیاک و مقایسه‌های هندسی

محققان معیاری کمّی برای پخشدگی ایلیاک (iliac flare) تعریف کردند و همراه با چندین اندازه‌گیری دیگر، لگن LB1 را با نمونه‌هایی از شامپانزه‌ها، گوریل‌ها، استرالوپیتکین‌ها و گونه‌های مختلف جنس Homo مقایسه نمودند. نتایج نشان داد هندسهٔ لگنِ LB1 به گروه‌های انسانی نزدیک‌تر است تا به میمون‌های بزرگ یا استرالوپیتکین‌ها.

مقایسه لگن‌های مختلف در مطالعه Homo floresiensis

توان حرکتی: انسان‌وار اما محدود

از دید عملکردی، هابیت فلورس احتمالاً نوعی راه‌رفتن دوپا داشته است که ساختار آن به انسان‌ها نزدیک بود، اما محدودیت‌هایی در سرعت و بردِ حرکتی وجود داشت. شواهد اسکلتال دیگر، از جمله نشانه‌هایی از سازگاری‌های نیمه‌درختی، حاکی از آن است که این گروه ممکن است گهگاه به درخت بالا رفته یا رفتارهای ویژهٔ زیست‌بومی جزیره را نشان داده باشند.

تصویر بازسازی‌شده از اسکلت و حالت ایستادن هابیت فلورس

منشأ هابیت فلورس: سناریوهای محتمل

دو سناریوی اصلی همچنان مورد بحث‌اند: یکی ورود جمعیتی از H. erectus به جزیره و کوچک‌شدن آن‌ها بر اثر کوتولگی جزیره‌ای، و دیگری منشأ از شاخه‌ای زودتر جداشده از یک گونهٔ کوچک‌جثهٔ Homo. تنوع زیاد شکل و اندازه اسکلت‌ها در میان انسان‌های اولیه باعث شده لگن انسان‌وارِ LB1 به‌تنهایی نتواند منشأ را به‌طور قطعی تعیین کند.

نمای نزدیک از بخش‌های لگن فسیل LB 1

گام‌های بعدی: ژنوم و پروتئین‌های باستانی

تحلیل‌های ژنتیکی و مطالعهٔ پروتئین‌های باستانی می‌تواند در آینده روشن‌کنندهٔ ریشه‌های هابیت فلورس باشد، اما به‌دست‌آوردن داده‌های مولکولی قابل‌اطمینان از فسیل‌های جزیره‌ای دشوار است. تا زمان کشف شواهد مولکولی جدید، تفسیرهای سازگاریِ جزیره‌ای و دیگر فرضیه‌ها همزمان بررسی می‌شوند.

منابع و مطالعهٔ اصلی

نتایج این تحقیق در American Journal of Biological Anthropology منتشر شده و بررسی‌های مستقل دیگر نیز تصویرِ انسان‌وارترِ لگنِ LB1 را تقویت کرده‌اند. پژوهش‌های آتی که آناتومی و مولکولار را ترکیب کنند احتمالاً در روشن‌شدن پرسش‌های باقیمانده نقش کلیدی خواهند داشت.

هابیت فلورس همچنان یکی از پیچیده‌ترین و جالب‌ترین شواهد تنوعِ تکاملی انسان‌وار است؛ ترکیب شواهد آناتومیک و مولکولی آیندهٔ این بحث را شکل خواهد داد.