مالکان شبکه‌های تلویزیونی مستقل در آمریکا پس از سال‌ها حاشیه‌نشینی در فضای رسانه‌ای، صدایشان را در بالاترین سطوح نظارتی شنیده می‌کنند. برندن کار، رئیس کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا (FCC)، با ورود به حوزه‌هایی که سال‌ها منبع نارضایتی مالکان ایستگاه‌های پخش بوده، در آستانه اعطای پیروزی مورد انتظار این صنعت است.

FCC قرار است در ۶ اوت درباره حذف کامل «سقف مالکیت ایستگاه» رأی‌گیری کند؛ مقرراتی که تعداد شبکه‌های تلویزیونی قابل مالکیت توسط یک نهاد واحد را محدود می‌کند. این اصل نظارتی نخستین بار در سال ۱۹۴۱ برای شبکه‌های رادیویی وضع شد و از آن زمان تاکنون، بارها مورد بازنگری قرار گرفته است.

ورود به تنش‌های حقوق پخش ورزشی

کار همچنین وعده داده دستور کار کمیسیون را به سمت تنش‌های پیرامون حقوق پخش ورزشی گسترش دهد. گسترش لیگ‌های بزرگ و تیم‌های مطرح به پلتفرم‌های پخش جریانی مبتنی بر اشتراک مانند آمازون پرایم ویدئو و اپل تی‌وی، از سوی شبکه‌های پخش و برخی اعضای کنگره نقض قانون پخش ورزشی مصوب ۱۹۶۱ تلقی می‌شود. این قانون معافیت ضد انحصار به مالکان تیم‌های NFL، NBA، لیگ برتر بیسبال و سایر لیگ‌ها می‌دهد تا به‌صورت مجموعه‌ای واحد درباره قراردادهای حقوق رسانه‌ای مذاکره کنند.

تنش میان شبکه‌های تلویزیونی و پلتفرم‌های پخش جریانی

سقف مالکیت و تاریخچه تغییرات

سقف مالکیت ملی شبکه‌های تلویزیونی در صدر توجه مالکان پخش قرار دارد. پارامترهای این سقف طی ۸۵ سال گذشته بارها تعدیل شده است. در اواسط دهه ۱۹۹۰، محدودیت ملی در مجموع ۱۲ ایستگاه بود. امروز اما نکستار مالک بیش از ۲۰۰ ایستگاه است و گروه پخش سینکلر نزدیک به ۱۸۰ ایستگاه دارد. از سال ۲۰۱۲، سقف بر میزان دسترسی کل به ۳۹ درصد از خانوارهای تلویزیونی آمریکایی تنظیم شده است؛ البته با تبصره‌ای که به شرکت‌هایی مانند نکستار و سینکلر فضای مانور قابل‌توجهی می‌دهد.

این سقف همچنین پایه‌ای از شکایتی بود که هشت دادستان کل ایالتی برای مسدود کردن ادغام نکستار-تگنا به دلیل نقض قوانین ضد انحصار مطرح کردند و حکم دادگاه مبنی بر توقف ادغام این شرکت‌ها را به دست آوردند.

ریشه‌های قانونی در تنوع صداهای رسانه‌ای

سقف مالکیت ایستگاه دهه‌ها به‌عنوان محدودیتی ریشه‌دار در حقوق رسانه‌ای شناخته می‌شد که بر اصول اصلاحیه اول قانون اساسی آمریکا استوار بود؛ اصولی که تقویت تنوع صداها و نظرات در امواج آمریکایی را هدف قرار داده‌اند. طی یک قرن، قانون رسانه و سیاست نظارتی از این اصل پیروی کرده‌اند که بهترین راه تحقق تنوع در یک محیط بازار آزاد، داشتن طیف وسیعی از مالکان است تا اطمینان حاصل شود هیچ شرکت واحدی نمی‌تواند در سطح ملی بر امواج تسلط یابد.

ایده محلی‌گرایی، یا مفهومی که مالکیت و مدیریت محلی ایستگاه‌ها را با آداب و ارزش‌های جامعه همسو می‌داند، طی ۳۰ سال گذشته با تمرکز فزاینده مالکیت شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی در دست‌های کمتری به چالش کشیده شده است. FCC در حال حاضر حدود ۱,۴۰۰ شبکه تلویزیونی تجاری و ۴۰۰ ایستگاه تلویزیونی و آموزشی عمومی دیگر را در سراسر آمریکا فعال می‌داند.

کلام رئیس FCC

کار که درخواست مصاحبه را رد کرد، در ۲۲ ژوئیه در کنفرانس مطبوعاتی FCC به مسئله سقف پرداخت و این اقدام را تلاشی برای دادن «شانسی برابر» به ایستگاه‌های محلی در بازاری در حال تغییر دانست. او گفت:

«برنامه‌سازان ملی — کامکست، دیزنی، فاکس، پارامونت — طی دهه گذشته به قدرت فوق‌العاده‌ای دست یافته‌اند. وضعیت از تعادل خارج شده و یکی از دلایل این اقدام، کمک به بازگرداندن تعادل به امواج پخش است.»

کار تأکید کرد سقف در ابتدا برای محافظت از مالکان ایستگاه‌های محلی در برابر قدرت بازار شبکه‌های بزرگ طراحی شده بود و توانایی آن‌ها را برای انباشت ایستگاه‌های متعلق به خود محدود می‌کرد. اما امروز توزیع تلویزیون پخش برای مالکان چهار شبکه بزرگ اهمیت کمتری پیدا کرده و این تغییر، سقف را از ابزاری برای حمایت به مانعی برای مالکان مستقل تبدیل کرده است.

ائتلاف‌های پنهان در پشت تصمیم

گمانه‌زنی‌های صنایع نشان می‌دهد کار به مسائل تلویزیون پخش توجه ویژه‌ای دارد زیرا مالکان مستقل شبکه‌های وابسته به چهار شبکه بزرگ می‌توانند در نبردهای نظارتی پرسر و صدای او با دیزنی (مالک ABC) و کامکست (مالک NBC) و دیگر غول‌های رسانه‌ای متحد شوند. این ائتلاف‌های بالقوه، وزنه‌ای مهم در بازمتوازن کردن قدرت میان شبکه‌های پخش سنتی و پلتفرم‌های نوظهور دیجیتال به‌شمار می‌روند.

رأی‌گیری ۶ اوت می‌تواند نقطه عطفی در معماری مالکیت رسانه‌ای آمریکا باشد و پیامدهایی فراتر از مرزهای صنعت پخش تلویزیونی به همراه آورد؛ پیامدهایی که شاید فصل تازه‌ای از رقابت میان رسانه‌های سنتی و پلتفرم‌های دیجیتال را رقم بزنند.