ایالات متحده با قانون CHIPS and Science Act و اتحادیه اروپا با بسته Chips Act 2.0 در تلاش‌اند اکوسیستم تولید تراشه را از وابستگی به تأمین‌کنندگان خارجی دور کنند و ظرفیت‌های داخلی را تقویت نمایند.

دو تصویر سیاستی: آمریکا و اتحادیه اروپا

مطالعات نشان می‌دهد هر دو بازیگر اهداف مشابهی دنبال می‌کنند، اما ابزارها و اولویت‌هایشان متفاوت است. پژوهش‌ها قانون CHIPS را در چارچوب رقابت منطقه‌ای تحلیل کرده و مقایسه‌هایی با سیاست‌های اروپایی و شرق آسیا ارائه می‌دهند؛ این مقایسه‌ها رابطه طراحی قانون با نتایج صنعتی را روشن می‌سازند. خلاصه سیاستی اتحادیه اروپا (استخراج‌شده در 3 ژوئن 2026) سه هدف عمده را مشخص می‌کند: تقویت ظرفیت داخلی، کاهش وابستگی‌های راهبردی و تحریک تقاضا برای تراشه‌ها.

منشأها و پیامدهای قانون CHIPS

تحلیل‌های مربوط به «منشأها و پیامدها» نشان می‌دهد سیاست‌های نیمه‌رسانا باید در متن رقابت منطقه‌ای فهم شوند و نه صرفاً به‌عنوان واکنش‌های داخلی. سه نکته کلیدی از چارچوب تحلیل برمی‌آید:

  • سیاست‌ها در فضای رقابت منطقه‌ای معنا پیدا می‌کنند؛ عوامل منطقه‌ای تعیین‌کننده اثرات هستند.
  • اجرای سیاست‌ها باید در برابر گزینه‌های متناوب ارزیابی شود تا تفاوت‌های نتایج صنعتی نمایان گردد.
  • تعامل یا رقابت بین آمریکا، اتحادیه اروپا و شرق آسیا نوع تمرکز زنجیره تأمین و رهبری فناوری را شکل خواهد داد.

Chips Act 2.0 و سه هدف راهبردی اتحادیه اروپا

خلاصه سیاستی اتحادیه اروپا بر سه محور تمرکز دارد: افزایش ظرفیت تولید داخل، کاهش آسیب‌پذیری‌های مبتنی بر تأمین خارجی و شکل‌دهی بازار با افزایش تقاضا. سیاست‌گذاران اروپایی تأکید می‌کنند که هم‌زمان باید به سمت عرضه (فاب‌ها، زیرساخت‌ها، سرمایه‌گذاری) و سمت تقاضا (بازارهای تضمین‌شده، سفارشات دولتی، استانداردها) کار شود تا اثربخشی سیاست افزایش یابد.

پیامدها برای کارخانه‌های تولید تراشه داخلی

از تحلیل سیاست‌ها چند پیامد عملیاتی برای فاب‌ها قابل استخراج است:

1. ضرورت هماهنگی سیاست سمت عرضه و تقاضا

اگر الگوی اتحادیه اروپا اجرا شود، فاب‌ها با محیطی مواجه خواهند شد که سرمایه‌گذاری در ظرفیت تولید با محرک‌های تقاضا همراه است؛ تضمین بازار می‌تواند ریسک سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت را کاهش دهد و توجیه اقتصاد مقیاس را تقویت کند.

2. تمرکز بر ساخت ظرفیت‌های بلندمدت به‌جای اقدامات موقت

عبارت «تقویت صنعت داخلی» به معنای سرمایه‌گذاری ساختاری در زنجیره تأمین، نیروی انسانی و زیرساخت پژوهش و توسعه است تا فاب‌ها صرفاً به کمک‌های کوتاه‌مدت وابسته نمانند.

3. اهمیت طراحی ابزارهای سیاستی در رقابت منطقه‌ای

انتخاب ابزار—یارانه‌ها، تسهیلات مالی، حمایت از پژوهش و توسعه (R&D) یا اقدامات تنظیمی—تأثیر متفاوتی بر توانمندی صنعتی و موقعیت رقابتی خواهد داشت. طراحی هوشمند ابزارها تعیین‌کننده شکل‌گیری مزیت رقابتی است.

4. مدیریت ریسک‌های زنجیره تأمین

کاهش وابستگی‌های راهبردی مستلزم شناسایی نقاط آسیب‌پذیر در تأمین مواد و تجهیزات حیاتی است. فاب‌ها باید برنامه‌های تاب‌آوری، چندمنبعی و ذخایر استراتژیک تدوین کنند تا در مواجهه با اختلال‌های جهانی مقاومت بیشتری داشته باشند.

5. نیاز به نیروی کار و اکوسیستم تحقیقاتی قوی

قابلیت تولید پیشرفته تنها با تجهیزات تأمین نمی‌شود؛ تقویت زنجیره مهارت‌ها، آموزش فنی و پیوند نزدیک بین دانشگاه و صنعت برای تبدیل سرمایه‌گذاری‌های مالی به ظرفیت واقعی تولید ضروری است.

پیشنهادهای عملی برای فاب‌ها

  • هماهنگ کردن طرح‌های سرمایه‌گذاری با سیاست‌های تقاضا و برنامه‌های خرید دولتی.
  • ایجاد استراتژی چندمنبعی برای مواد و تجهیزات کلیدی و تدوین برنامه‌های ذخیره‌سازی.
  • سرمایه‌گذاری بلندمدت در آموزش نیروی کار و توسعه همکاری‌های دانشگاهی-صنعتی.
  • شرکت در کنسرسیوم‌های تحقیقاتی و استانداردسازی برای کاهش هزینهٔ توسعه و تسریع نوآوری.
  • تحلیل سناریوهای بازار و فناوری برای انتخاب ابزارهای مالی و تنظیمی مناسب.

نتیجه‌گیری رو به جلو

سیاست‌های ملی نیمه‌رسانا اکنون به مجموعه‌ای هماهنگ از تصمیم‌ها در سطوح قانون‌گذاری، بازار و پژوهش تبدیل شده‌اند. چالش اصلی طراحی ابزارهایی است که علاوه بر افزایش ظرفیت، آن را مقاوم، رقابت‌پذیر و پایدار نگه دارد. پیوند میان ساختار تأمین، بازار داخلی و سرمایه انسانی عامل تعیین‌کننده موفقیت فاب‌ها خواهد بود.

برای بررسی زمینه‌ی گسترده‌تر صنعت می‌توانید به صفحه ویکی‌پدیا درباره صنعت نیمه‌رسانا مراجعه کنید.