تراشه‌های کوچکی که در گوشی‌های هوشمند، خودروها و سامانه‌های نظامی پیشرفته کار می‌کنند، دیگر صرفاً قطعاتی فنی نیستند؛ آن‌ها به مهم‌ترین سلاح ژئوپلیتیکی قرن 21 تبدیل شده‌اند. در قلب این نبرد، یک شرکت تایوانی به نام TSMC ایستاده که تصمیمات استراتژیکش می‌تواند تعادل قدرت میان واشنگتن و پکن را به کلی تغییر دهد. صنعت جهانی نیمه‌رساناها در سال 2025 در یک دوراهی تاریخی قرار گرفته؛ جایی که تنش‌های سه‌گانه آمریکا، چین و تایوان با تغییر سیاست‌های تجاری و تسلیح شدن زنجیره‌های تأمین ترکیب شده و آینده فناوری جهانی را رقم می‌زند.

چرا نیمه‌رساناها به مسئله امنیت ملی تبدیل شدند؟

نیمه‌رساناها ستون فقرات فناوری مدرن را تشکیل می‌دهند؛ از گوشی‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها گرفته تا سلاح‌های پیشرفته نظامی و سامانه‌های ارتباطی، همه بدون این تراشه‌ها معنایی ندارند. پاندمی کووید-19 شکنندگی زنجیره‌های تأمین جهانی را به روشنی نشان داد؛ کمبودهایی که صنایع الکترونیک مصرفی را فلج کرد و ثابت کرد تولید تراشه چیزی فراتر از یک مزیت اقتصادی است و مستقیماً به امنیت ملی کشورها گره خورده است.

جنگ تجاری آمریکا و چین این اختلالات را تشدید کرد. گوشی‌های هوشمند، لپ‌تاپ‌ها و خودروها همگی از نوسان قیمت و کمبود تراشه آسیب دیدند و حتی خطوط تولید تجهیزات نظامی پیشرفته نیز متأثر شدند. همین تجربه باعث شد هر دو ابرقدرت به این نتیجه برسند که کنترل زنجیره تأمین تراشه، به معنای کنترل آینده قدرت جهانی است.

زنجیره تأمین تراشه؛ از همکاری جهانی تا میدان جنگ

رقابت واشنگتن و پکن نشان می‌دهد که زنجیره‌های تأمین نیمه‌رسانا به ابزار فشار سیاسی تبدیل شده‌اند. هر دو کشور از تحریم، تعرفه و کنترل صادراتی به عنوان اهرم‌های دیپلماسی اقتصادی استفاده می‌کنند و امواج این تصمیمات کل اقتصاد جهانی را درنوردیده است. آمریکا در سیاست تراشه‌ای خود دو هدف اصلی را دنبال می‌کند:

  • ایجاد زنجیره تأمین داخلی امن و افزایش ظرفیت تولید در خاک آمریکا
  • کاهش نفوذ چین در شبکه‌های تأمین جهانی تراشه برای حفاظت از برتری فناورانه واشنگتن

پکن اما دست روی دست نگذاشته است. چین با تزریق یارانه‌های سنگین و سیاست‌های صنعتی دولت‌محور، تلاش می‌کند یک زنجیره تأمین تماماً چینی بسازد و وابستگی خود به فناوری‌های خارجی را به حداقل برساند. برتری چین در ذخایر و صادرات عناصر خاکی کمیاب نیز برگ برنده دیگری در دست پکن است؛ مواد اولیه‌ای که بدون آن‌ها ساخت بسیاری از تراشه‌ها و تجهیزات پیشرفته غیرممکن می‌شود.

زنجیره تأمین جهانی نیمه‌رساناها و رقابت آمریکا و چین

سه دولت، سه رویکرد؛ تحول سیاست تراشه آمریکا از 2017 تا 2025

سیاست نیمه‌رسانایی آمریکا در این سال‌ها تحول چشمگیری را پشت سر گذاشته و هر دولت لایه جدیدی به این رقابت افزوده است.

دوره اول ترامپ؛ شالوده جنگ تراشه

دونالد ترامپ در چارچوب دستورکار «آمریکا اول»، نخستین گام‌های جدی برای امن کردن زنجیره تأمین تراشه و احیای تولید داخلی را برداشت. دولت او زمینه‌ساز قانون «Chips for America» در سال 2020 شد و از کنگره خواست بودجه لازم برای حمایت از تولید و پژوهش داخلی را تصویب کند. بزرگ‌ترین دستاورد این دوره اما متقاعد کردن TSMC بود؛ بزرگ‌ترین تولیدکننده قراردادی تراشه جهان که در سال 2020 اعلام کرد 12 میلیارد دلار برای ساخت یک فاب تولیدی در آریزونا سرمایه‌گذاری می‌کند. این تصمیم، پیروزی مهمی برای تلاش‌های واشنگتن در بازگرداندن تولید تراشه به خاک آمریکا محسوب شد.

دوره بایدن؛ استراتژی «حیاط کوچک، حصار بلند»

دولت بایدن جنگ تراشه را وارد مرحله تازه‌ای کرد. با تصویب قانون چیپس و علم در سال 2022، حدود 52.7 میلیارد دلار یارانه به تولید داخلی نیمه‌رسانا اختصاص یافت. همزمان، واشنگتن رویکرد «حیاط کوچک، حصار بلند» را در پیش گرفت؛ استراتژی‌ای که تبادل فناوری‌های حساس مانند تراشه‌های پیشرفته هوش مصنوعی، تجهیزات ساخت نیمه‌رسانا و محاسبات کوانتومی با چین را به شدت محدود می‌کرد، اما سایر مسیرهای تجاری را باز نگه می‌داشت. کنترل‌های صادراتی اکتبر 2022 و به‌روزرسانی‌های بعدی آن، عملاً دسترسی چین به پیشرفته‌ترین ابزارهای لیتوگرافی را قطع کرد.

بازگشت ترامپ و دوران تازه فشار

با بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال 2025، فشارها روی تایوان و TSMC ابعاد تازه‌ای پیدا کرد. نتیجه این فشارها، اعلام سرمایه‌گذاری تاریخی 100 میلیارد دلاری دیگر از سوی TSMC در آمریکا بود که مجموع تعهدات این شرکت در خاک آمریکا را به 165 میلیارد دلار رساند؛ بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری خارجی مستقیم در تاریخ این کشور.

کارخانه‌های تولید تراشه TSMC در آریزونا

TSMC در مرکز توفان

TSMC بیش از 90 درصد پیشرفته‌ترین تراشه‌های جهان را تولید می‌کند و همین انحصار، تایوان را به نقطه‌ای حیاتی روی نقشه ژئوپلیتیک بدل کرده است. مفهومی که تحت عنوان «سپر سیلیکونی» شناخته می‌شود، بر این باور استوار است که وابستگی جهانی به تراشه‌های تایوان، از این جزیره در برابر تجاوز نظامی چین محافظت می‌کند؛ چرا که هر درگیری نظامی، کل اقتصاد دیجیتال جهان را فلج خواهد کرد.

با این حال، انتقال بخشی از تولید به آریزونا، ژاپن و آلمان این معادله را پیچیده‌تر کرده است. از یک سو، آمریکا ریسک وابستگی خود به تایوان را کاهش می‌دهد و از سوی دیگر، برخی تحلیلگران نگران‌اند که همین تنوع جغرافیایی، اهمیت استراتژیک تایوان برای واشنگتن را کم‌رنگ کند.

چین نیز بی‌تفاوت نیست. شرکت SMIC با حمایت مستقیم دولت، توانسته با وجود تحریم‌ها تراشه‌های 7 نانومتری تولید کند و پکن با محدود کردن صادرات موادی مانند گالیوم و ژرمانیوم، نشان داده که آماده است از کارت مواد اولیه نیز در این جنگ استفاده کند.

آینده این نبرد به کجا می‌رود؟

جنگ تراشه دیگر یک اختلاف تجاری ساده نیست؛ این رقابت، خطوط اصلی نظم فناورانه قرن جدید را ترسیم می‌کند. TSMC فعلاً توانسته با سرمایه‌گذاری همزمان در آمریکا، ژاپن و اروپا، نقش بی‌بدیل خود را حفظ کند، اما هرچه تولید پیشرفته از تایوان پراکنده‌تر شود، محاسبات ژئوپلیتیکی هر سه بازیگر اصلی دشوارتر خواهد شد. آنچه مسلم است، سرنوشت هوش مصنوعی، ابررایانه‌ها و حتی تسلیحات نسل بعد، در کارخانه‌هایی رقم می‌خورد که هر روز بیشتر به ابزار قدرت سیاسی تبدیل می‌شوند.